" اين بشر آدم نمی شود " – از دفتر عاشقانه های آريايی

بی خود نکوش این بشر آدم نمی شود
یک ذرّه از حماقت او کم نمی شود
افسار تو ز دست خدا پاره شد که خواست
محکم کند و ديد که محکم نمی شود
آن آسمان که بار امانت به خود ندید
آری برای تو کمرش خم نمی شود
بی خانمان ؛ بگو تو فریب چه می خوری ؟
هر آدمی که حضرت آدم نمی شود
ای بی پدر ؛ قدمت نا مبارک است
هر بی پدر که عیسی ابن مریم نمی شود
ابله ؛ برو ؛ بمیری ز این رو سیاهی ات
از تو برای هیچکس همدم نمی شود
طغیان تو می کنی ؟ تن لـش ؛ خاک بر سرت
ابلیس نیز این همه مبهم نمی شود
من هم دگر شبیه شما بی اراده ام
بیچاره این اراده مصمم نمی شود
کوشیدم آدم ؛ آدم شوم ؛ اما چه حیف
اسباب آدمییتم که فراهم نمی شود
در لابه لای این همه دود و صدای جنگ
تصویری از ترانه مجسم نمی شود
می خواستم تو را به بزرگی نشان دهم
« آند اولسون الله ها » دیدم نمی شود
سوگند می خورم به خدا كه ديدم نمی شود
" آند اولسون الله ها " يك كلمه تركی است ؛ به معنی فارسی يعنی قسم به خدا

http://sedayeandishehmana.findtalk.net/forum-f47
لينك مستقيم بخش مديريت و دفتر اشعارم در سايت و تالار و انجمن صدای انديشه مانا
http://www.shereno.com/show.php?op=showfile&id=5924
لينك مستقيم دفتر اشعار ثبت شده در كانون شعرای معاصر ايران
" برای استفاده مطالب اين وب در وبلاگ ها و سايت های ديگر لطفا اسم و عنوان وبلاگ و نام نويسنده را درج نماييد ؛ سپاسگذارم از محبتتون "
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۸۹ ساعت 19:19 توسط پـوريا فـرهمند ( مافيای مخفی )
|
به نام آنکه بود بر بودنش شکی نیست چرا که بوده و هست و خواهد بود . از بودن اوست که بودن ها آغاز گرفته و خواهد گرفت . عرض سـلام و ادب و ارادت خدمت همه دوسـتان و مريدان و محبــان علي ؛ به وبلاگ خودتون خوش آمديد ؛ درود خداوند بر شما و درود من به عنوان يك دوست .