" تقديم به روح پاك و مطهر استاد موسيقی پاپ ايران ؛ زنده ياد ناصـر عبداللهی "





دنيای اين روزای من هم قد تن پوشم شده
انقدر دورم از تو كه ؛ دنيا فراموشم شده
دنيای اين روزای من ؛ درگير تنهايی شده
تنها مدارا می كنيم ؛ دنيا عجب جايی شده
هر شب تو رويای خودم آغوشـتو تن می كنم
آينده اين خونه رو با شمع روشن می كنم
در حسرت فردای تو ؛ تقويمم و پر می كنم
هر روز اين تنهايی رو فردا تصور می كنم
هم سنگ اين روزای من ؛ حتی شبم تاريك نيست
اينجا به جزء دوری تــو چيزی به من نزديك نيست
هر شب تو رويای خودم آغوشـتو تن می كنم
آينده اين خونه رو با شمع روشن می كنم
دنيای اين روزای من هم قد تن پوشم شده
انقدر دورم از تو كه ؛ دنيا فراموشم شده
دنيای اين روزای من ؛ درگير تنهايی شده
تنها مدارا می كنيم ؛ دنيا عجب جايی شده







شايد زمانی كه سهراب نوشت زندگی رسم خوشايندی ست
خبر از دل خونين شقايق نداشت ؛
سهراب گفت : زندگی رسم خوشاينديست
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازه عشق
اما من می گم ...:
زندگی رسم خوشايندی نيست ؛ زندگی اجبار است ؛ لاجرم بايد زيست . و ما محكوميم به زنده بودن نه زندگی . كمتر كسی دلخوش است ؛ چون بعيده الان كسی از عشق بدونه و حالش خوب باشه .
زندگی عجيبه ؛ زندگی عجيبه مثل تو ای غير قابل دسترس ترين مشترك دلم ؛ كه برمودای جونونه دل سپردن به تو ؛ زندگی عجيبه مثل چشم های بارانی و نگاه نافذ تو ؛ " و چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند ؛ و تماشای تو زيباست اگر ... " ؛ زندگی عجيبه چون " خصلت آدما اينه كه فراموش كارن – اگه تو بری يكی ديگه رو تو آغوش دارن " ؛ آره زندگی عجيبه نازنين هميشگی پوريا ؛ قهرمان شعر و سخن – استاد خوش صدای موسيقی پاپ ايران ؛ چون تا گريه نکنی کسی نوازشت نمی کنه ؛ تا نخوای بری کسی نمی گه بمون تا نری ؛ قدرتو کسی نمی دونه تا نميری کسی نمی بخشتت ؛ زندگي مثل شطرنج می مونه وقتی بلد نيستی همه بهت ياد ميدن ؛ اما تا ياد گرفتی همه دوست دارن شکستت بدن ؛ " هیچ انسانی دوست ندارد بمیرد ؛ اما همه آنها دوست دارند به " بهشت " بروند ... اما ای انسانها ؛ برای رفتن به " بهشت " اول باید مرد " ؛ يا مثل اويی كه می گويد من عاشقتم ؛ منو باور كن من با همه فرق دارم ؛ فدايت شوم ... اما شايد او نمی داند تا وقتی كه كسی برای قربانی شدن آماده نيست به زبان آوردن فدايت شوم دروغ محض است ؛ بگذريم ؛ انسان هم می تونه دايره باشه هم خط راست ؛ انتخاب با خودته رفيق ؛ تا ابد دور خودت بچرخی يا تا بی نهايت ادامه بدی ... " با يك دنيا عشق ؛ يك سبد گل ياس ؛ با حسی از جنس نياز و هزاران صلوات و فانوس و دعا و بوسه ؛ تقديم به روح پاك و مطهر مردی كه از جنوب از ديار نخل و غروب اومد و با صدای شيوا و گرمش به تخت سلطنت موسيقی پاپ ايران نشست و ؛ خيلی زود به نسيمی بی مهبا پريد و پرواز رو به ما آموخت ؛ و دلهای باز مانده گان و عزيزانش را برای هميشه سوخته گذاشت ؛ روحش شاد و يادش گرامی ؛ باقی بقای خوبان "


" برای استفاده مطالب اين وب در وبلاگ ها و سايت های ديگر لطفا اسم و عنوان وبلاگ و نام نويسنده را درج نماييد ؛ سپاسگذارم از محبتتون "